شيخ ذبيح الله محلاتى

42

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

شرف و شهرت و شخصيت ما بودى تو * بىتو چون شام سيه عالم نورانى ما چون فلك بىصفتى كرد و برشك آمد زود * وان چه بگرفت ز ما يوسف كنعانى ما آنكه بر خاك سيه جسم ترا سامان داد * عجبا رحم نكرد بىسروسامانى ما مگر اى طوطى عاشق ز جهان سير شدى * كه پريدى ز قفس مرغ گلستانى ما به زبان نام حسين و دل او عشق على * فكر او بود ظهور شه پنهانى ما مغرب نوزدهم بانگ اجل كرد ندا * تا رساند بجنان سرو خرامانى ما سر سجاده و مشغول نماز و قرآن * گفت لبيك حقش سرور اكرامى ما دل عفت چو دلت سير شده از دنيا * اى پدر روح و دل و قوت جسمانى ما اسم او بود رضا و به قضا بود رضا * از صفاى عملش خلق و خدا بود رضا ملّا فضّه در جلد ثانى كرام البررة ص 329 تأليف شيخنا الاستاد حاج شيخ آقابزرگ صاحب ذريعه مضمون فرمايش ايشان اين است كه ملا فضه دختر شيخ احمد بن محمد على بلاغى و بانوى حرم شيخ حسن بن شيخ عباس بلاغى كانت ملّا فضّة عالمة فاضلة جليلة اديبة مبادى علوم را از قرآن و علم نحو را در نزد پدرش قرائت كرده و پدرش كتابت را به او تعليم داده تا خط او كامل شد كه از اجرت كتابت معاش خود را مىگذرانيد و فقه و اصول را در نزد بعضى علماء قبيله خود قرائت كرده چون خانواده آل بلاغى در نجف اشرف از بيوتات شرافت و فضل و دانش بودند و اجازه به او داده شده و فقه و اصول را تدريس مىكرده و جماعتى از طلاب در درس او حاضر مىشدند و شيخ محمد سماوى نقل كرده كه بعض علماء قوانين را در نزد ملا فضه قرائت كرده در هزار و دويست و هشت قمرى برحمت حق پيوسته و حجة الاسلام سيد حسن صدر كاظمى در تكمله مىفرمايد من زمان او را درك كردم زنى فاضله بود معاش خود را باجرت كتابت مىگذرانيد و از شدت معرفت و سوادى كه داشت مسودات را مبيضه مىكرد و بعضى آثار او در نزد سيد محمد جزائرى وجود دارد .